منهاج سراج
110
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
و سبب آن بود : كه ابو العباس شمشير در ميان نهاده بود ، كه هر كه آن شمشير بر دارد ، و مروان را بكشد ، خلافت بعد از من او را باشد ، و عبد اللّه بن على ، عمش آن شمشير بر گرفته بود . درين وقت ابو مسلم ابا جعفر را نصرت كرد ، و عبد اللّه را بگرفت و به نزديك ابو جعفر فرستاد ، تا در حبس بمرد . بموضع بغداد آمد و بغداد بساخت ، و آن را مدينة السلام [ ( 1 ) ] نام نهاد ، ولايت او بيست و دو سال بود كم سه روز ، فوت او به مكه بود در سنه ثمان و خمسين و مائه ، پيش از ترويه سه روز ، به حجون [ ( 2 ) ] دفنش كردند ، و مدت عمر ابو جعفر منصور شست و سه سال بود . المهدى محمد بن ابى جعفر المنصور كنيت او ابو عبد اللّه بود ، ولادت او در سنه احدى و عشرين و مائه ، و او بزرگتر فرزندان منصور بود ، و مادر او ام موسى بنت منصور الحميرى بود ، منصور پيش از ترويه بيك روز فوت شد ، مهدى را روز ترويه در سنه ثمان و خمسين و مائه سى و هشت ساله بود كه بيعت كردند ، و او را اوصاف حميده بسيار بود ، رد مظالم كرد ، و هر پنج نماز به جماعت حاضر شدى ، و جمله خزاين كه پدرش منصور جمع كرده بود ، همه را در خيرات صرف كرد ، و مسجد حرام را وسيع گردانيد ، و در عرصهء عمارت آن بقعه مبارك در افزود ، و در سالى كه به حج رفت ، هشتاد هزار درم نقره نفقه كرد ، ماوراى آنچه از يمن و مصر خرج كرد ، و بيمارستانها به جهت بيماران و معلولان بنا نهاد ، و پسرش هادى بن مهدى با صد هزار سوار مواجب خوار ، و راى حشرى و اتباع و اهل سوق ببلاد روم فرستاد ، و از كفار روم چهل پنج هزار مرد را بدوزخ فرستاد و چندان غنايم بدست آورد ، كه اسپى بدرمى ، و زرهى بدرمى ، و بيست شمشير بدرمى شد ، و از غنايم و جزيه هر سال هفتاد هزار دينار زر بر اهل روم مقرر شد ، و حكيم مقنع در عهد او خروج كرد ، و مذهب تناسخ ظاهر گردانيد و او مرد يك چشم بود از ولايت مرو . مهدى حشم خراسان را نامزد قلعهء او كرد ، بحدود كش او را محصر گردانيدند و بكشتند ، و سر او به نزديك مهدى فرستادند . و فوت مهدى در رى بود ، روز پنجشنبه بيست و دوم ماه محرم ، سنه تسع [ ( 3 ) ] و ستين و مائه .
--> [ ( 1 ) ] اصل : اسلام [ ( 2 ) ] اصل : حجرم پ : محجوم . ياقوت : حجون ، جبل بأعلى مكه و عنده مدافن . [ ( 3 ) ] الكامل : كذا مسعودى : سبع و ستين و مائه .